شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش آن پری ز دام رقیبان رمیده بودصید کمند ما شده آیا چه دیده بود
۲
در جویبار دیده ی عشاق جلوه داشتسروی که سر ز چشمه ی حیوان کشیده بود
۳
بر برگ گل دمیده فسون سبزه ی خطشخوش سبزه یی کز آب لطافت دمیده بود
۴
رندانه با گدای خود آن پادشاه حسنبزم وصال بر در میخانه چیده بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth