خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دیده با رخ تو مقابل نمی شودکام دل از جمال تتو حاصل نمی شود
۲
هر دل بجعد سلسله مویی قرار یافتدیوانه ی منست که عاقل نمی شود
۳
دست تهی اگر همه تعویذ دوستیستدر گردن مراد حمایل نمی شود
۴
غافل مشو ز حال اسیری که یکنفساز جلوه ی خیال تو غافل نمی شود
صفحهٔ ۱ از ۲