شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۲۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم که همره آن مه چو ابر چست شودگذار تا برود آن قدر که سست شود
۲
ندیده دامن پاک تو مهر و ماه هنوزدرست باد کتانی که خانه شست شود
۳
قلم دریغ مدار از سفینه ی عاشقکه این سفینه باصلاح تو درست شود
۴
نبات تازه ی تو می برد ز دیده گلابتبارک الله ازان موسمی که رست شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth