شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر مصور کان جمال و صورت موزون کشدحیرتش گیرد که ناز و غمزه ی او چون کشد
۲
تشنهٔ وصلت ز دست ساقیان چشم و دلکاسه‌های خون بیاد آن لب میگون کشد
۳
وقت آن مست محبت خوش که در بزم وصالساغر دردی ز یاران دگر افزون کشد
۴
در حریم دیده و دل آمدی دامن کشانباش تا جان رخت هستی زین میان بیرون کشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth