خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یارنامرادانیم ما را با مراد دل چکار
۲
گر نمی چینم گل شادی خوشم با خار غمزانکه من دیوانه ام گل را نمی دانم ز خار
۳
دل چو بردی بعد ازین صبر و قرار از ما مجوبیدلان را نیست دور از دلبران صبر و قرار
۴
کار فرما تیر مژگان را و تیغ غمزه همگو دل ما خون چکان میباش و جان ما فگار
صفحهٔ ۱ از ۲