خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارم از غنچه ی لعل تو خطایی که مپرسلطف و قهری که مگو، ناز و عتابی که مپرس
۲
هر زمان سوخته ی داغ بهشتی صفتیستدارم از دست دل خویش عذابی که مپرس
۳
بیخود از پرتو خورشید رخش افتادمبر رخم زد مژه ی گرم گلابی که مپرس
۴
آب و آتش نشود جمع ولی دیده ی مندارد از آتش رخسار تو آبی که مپرس
صفحهٔ ۱ از ۳