خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از جان من حکایت جانان من بپرسغافل چه داند این سخن از جان من بپرس
۲
هر قطره ی زبون نشود در شب چراغاین ماجرا ز دیده ی گریان من بپرس
۳
آن کس که دل به وعده ی وصلت نهاده استگو این حکایت از دل بریان من بپرس
۴
من خود ز یک دو کاسه ی اول شدم خرابحال من ای رفیق ز مهمان من بپرس
صفحهٔ ۱ از ۲