شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زین بحر نیلگون دم آبی ندید کسسرها فرود رفت و حبابی ندید کس
۲
پیوسته زهر می چکد از شیشه ی سپهرهرگز در این قرابه شرابی ندید کس
۳
مردم تمام در پی آبادی خودندباری بلطف سوی خرابی ندید کس
۴
در اتش از برای تو گشتیم سالهاوین طرفه تر که بوی کبابی ندید کس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth