خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میگدازم دیده تا یکروزه موجودم چو شمعمی رسد بر اوج گردون هر نفس دودم چو شمع
۲
دیده ی اختر شمارم شهرت نیسان گرفتبسکه بر هر نوک مژگان گوهر آمودم چو شمع
۳
گرچه نقد هستیم در آتش عشق تو سوختاندکی هم در صفای فطرت افزودم چو شمع
۴
چون سپند از گرد مجلس دور کردم چشم بدخوابگاهت را بدود دل نیالودم چو شمع
صفحهٔ ۱ از ۲