خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی روم ز کوی تو غمگین و دردناکدر دیده آب گشته و بر رخ نشسته خاک
۲
از خون غنچه ی دل احباب کن حذرای دامنت چو برگ گل نوشکفته پاک
۳
پیش نسیم بسکه گریبان گشاده ییدارم دلی ز دست تو چون غنچه چاک چاک
۴
پیوند ما چو با سر زلف تو محکمستسر رشته ی حیاتم اگر بگسلد چه باک
صفحهٔ ۱ از ۲