خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بویت صبحدم گریان به گلگشت چمن رفتمنهادم روی بر روی گل و از خویشتن رفتم
۲
به گشت باغ رفت آن شاخ گل با تای پیراهنمنَش هچون صبا از پی به بوی پیرهن رفتم
۳
دلم ننشست جایی غیر خاک آستان اوچو آب چشم خود چندان که در هر انجمن رفتم
۴
تو ای گل بعد ازین با هرکه میخواهد دلت بنشینکه من چون لاله با داغ جفایت زین چمن رفتم
صفحهٔ ۱ از ۲