خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگاریست که سودازدهٔ روی توامخوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام
۲
به دو چشم تو که شوریدهتر از بخت من استکه به روی تو من آشفتهتر از موی توام
۳
نقد هر عقل که در کیسهٔ پندارم بودکمتر از هیچ برآمد به ترازوی توام
۴
همدمی نیست که گوید سخنی پیش منتمحرمی نیست که آرد خبری سوی توام
صفحهٔ ۱ از ۳