خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالمگهی خاک رهش بوسم گهی رخ بر زمین مالم
۲
درون پردرد و لب پرخنده این حالت بدان ماندکه خون دل خورم پنهان و لب بر انگبین مالم
۳
مسلمانی تو هم، ای تندخو رحمی نما تا کیرخ از بهر شفاعت در ره مردان دین مالم
۴
برای آنکه در دل تازه ماند زخم پیکانشز شوق بوی زلفش بر جراحت مشک چین مالم
صفحهٔ ۱ از ۳