شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب چراغ دل بحضور تو سوختمجاوید زنده ام که ز نور تو سوختم
۲
مشهور شهر گشتی و آتش بمن فتادطالع نگر که وقت ظهور تو سوختم
۳
گاهی بدرد دشمن و گاهی بداغ دوستعمری چنین بحکم ضرور تو سوختم
۴
در غم تمام دردی و در عیش جمله سورای دل بداغ ماتم و سور تو سوختم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth