شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غمت خوردم که روزی با تو چون گل هم‌نفس باشمنه چون وقت گل آید در شمار خار و خس باشم
۲
مرا از سوختن شد دولت پروانگی حاصلچرا بیخود به شهد عیش مایل چون مگس باشم
۳
مرا جذب عتابت می‌کشد در بزم وصل آخرچه غم گر چند روزی از رقیبان بازپس باشم
۴
ز ترک خویش چون عنقا توان شد در جهان پنهانچرا در قید تن درمانده چون مرغ قفس باشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth