شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم دل پریشان چه در طرب گشایمچو غمت نمی گذارد که بخنده لب گشایم
۲
حذر از شکایت من که بود تمام آتشز دل شکسته آهی که بنیم شب گشایم
۳
هوس وصال ان لب چه کنی بگفت شیرینمنم آنکه چشم موری بچنین رطب گشایم
۴
تو میان دهی وگرنه بخیال در نگنجدکه چنان کمر که دانی من بی ادب گشایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth