شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امیدم این نبود کزین در خجل رومبا داغ دل در آیم و با درد دل روم
۲
عشقم سبک عیار بر آورد پیش دوستدیگر در آتش که من منفعل روم
۳
بگذار تا بخاک درش میرم ای رفیقمن از کجا و باغ کجا، زیر گل روم
۴
مستم چنانکه در دهن تیغ آبداربا جان پر ارادت و خون بحل روم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth