خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل پیش تو و دیده به جای دگرستمتا خصم نداند که تو را مینگرستم
۲
روزی به درآیم من از این پرده ناموسهر جا که بتی چون تو ببینم بپرستم
۳
المنة لله که دلم صید غمی شدکز خوردن غمهای پراکنده برستم
۴
آن عهد که گفتی نکنم مهر فراموشبشکستی و من بر سر پیمان درستم
صفحهٔ ۱ از ۲