شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به سوی درد از گلشن افلاک می‌آید برونلاله دلسوز و گل آتشناک می‌آید برون
۲
کشتهٔ تیغ محبت را به جای برگ سبزپارهٔ دل خون‌چکان از خاک می‌آید برون
۳
من به امید گهر این قطره‌ها بارم ز چشمشوری بختم همان خاشاک می‌آید برون
۴
کشتهٔ آن شاه خوبانم که بهر صید دلسرکش و عاشق‌کش و چالاک می‌آید برون
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth