خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می آفتست و در نظرم پر فنی چنینمی رم به دست ساقی سیمین تنی چنین
۲
هر لحظه بیش سوزدم آن شمع دلفروزکم بوده در چراغ کسی روغنی چنین
۳
او در پی شکار و جهانی فتاده مستمردن بهست در غم صید افگنی چنین
۴
از بوستان دهر نچیدم گل مرادبس بینوا برون شدم از گلشنی چنین
صفحهٔ ۱ از ۲