شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای چراغ دل مرو در بزم مردم جامکنگر همه چشم منست آنجا دمی مأوا مکن
۲
مردم چشمی، مشو از دیده ی غائب چون پریاز خیال خود مرا دیوانه و شیدا مکن
۳
روی خود بر دامنت سودم خطای من بپوشگر بدی کردم بروی زرد من پیدا مکن
۴
دامن از دستم مکش امروز از فردا بترسداد مظلومان بده، امروز را فردا مکن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth