خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز جان شیرین تر آغاز ترش رویی مکنبا چنان روی نکو بنیاد بد خوبی مکن
۲
ما به آب دیده و خون دلت پرورده ایمسرمکش ای شاخ گل از ما و خودرویی مکن
۳
چون نمی جویی دلم را کز جفا آزرده ییسرو من جان دگر اظهار دلجویی مکن
۴
یا رب از روی نکو هرگز نبیند روی نیکآنکه می گوید که با عشاق نیکویی مکن
صفحهٔ ۱ از ۲