شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من همان روز که آن خال بدیدم گفتمبیم آن است بدین دانه که در دام افتم
۲
هرگز آشفتهٔ رویی نشدم یا موییمگر اکنون که به روی تو چو موی آشفتم
۳
هیچ شک نیست که این واقعه با طاق افتدگو بدانید که من با غم رویَش جفتم
۴
رنگ رویم غم دل پیش کسان می‌گویدفاش کرد آن که ز بیگانه همی بنهفتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth