شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۴۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نخل تو سرکش و دل خود کام من همانناز تو همچنان طمع خام من همان
۲
در جنت وصال مرا روز و شب یکیستدر روزگار هجر سیه شام من همان
۳
هر قطره چشمه یی شد و هر چشمه آب خضراز باده ی مراد تهی جام من همان
۴
همسایه را ز پهلوی من خانه شد خرابفریاد جغد بر طرف بام من همان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth