شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشقبازی نه من آخر به جهان آوردمیا گناهیست که اول من مسکین کردم
۲
تو که از صورت حال دل ما بی‌خبریغم دل با تو نگویم که ندانی دردم
۳
ای که پندم دهی از عشق و ملامت گوییتو نبودی که من این جام محبت خوردم
۴
تو برو مصلحت خویشتن اندیش که منترک جان دادم از این پیش که دل بسپردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth