شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هزار عهد بکردم که گِرد عشق نگردمهمی برابرم آید خیال روی تو هر دم
۲
نخواستم که بگویم حدیث عشق و چه حاجتکه آب دیدهٔ سرخم بگفت و چهرهٔ زردم
۳
به گلبنی برسیدم، مجال صبر ندیدمگلی تمام نچیدم، هزار خار بخوردم
۴
بساط عمر مرا گو فرونورد زمانهکه من حکایت دیدار دوست درننوردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth