خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۴۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فروچنانکه از ورق گل چکد گلاب فرو
۲
خطت چو سنبل مشگین بود سحرخیزیگرفته هر طرفش نور آفتاب فرو
۳
برآمدی چو مه چارده بگوشه ی بامز انفعال رخت رفت آفتاب فرو
۴
گه نیاز اسیران نیاورد از نازبغمزه گوشه ی ابروی پر عتاب فرو
صفحهٔ ۱ از ۲