خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از در درآمدی و من از خود به در شدمگفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
۲
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوستصاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم
۳
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتابمهرم به جان رسید و به عَیّوق بر شدم
۴
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاقساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم
صفحهٔ ۱ از ۳