خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن حالت که بگشایی ز خواب سرخوشی دیدهنگاهی سوی مشتاقان کنی از دیده دزدیده
۲
نچیدم از هزاران گل یکی از گلشن حسنتدلی پر خار دارم ز آن همه گلهای ناچیده
۳
مکن منعم که آشوب دلست و آفت دیدهلب میگون و چشم خوابناک و موی ژولیده
۴
ز بس خاری که در پایم شکست از رهگذار دلقدم در گلشن کویت نهم پرسیده پرسیده
صفحهٔ ۱ از ۲