خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسید از سفر آن ماه و چهره تاب گرفتهچو برگ لاله رخش رنگ آفتاب گرفته
۲
عرق روان ز بناگوش چون گلش بگریبانچنانکه پیرهنش نکهت گلاب گرفته
۳
ز راه بادیه سرسبز و خرم آمده گوییکه سر و قامتش از دست خضر آب گرفته
۴
خوش آنکه یار سفر کرده آمدست بشبگیرهنوز بند قبا وا نکرده خواب گرفته
صفحهٔ ۱ از ۲