خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا میآمدیآنچنان پُرحال و رنگین از کجا میآمدی
۲
هر طرف افتان و خیزان بودی و من منتظرجان من میسوختی ای شمع تا میآمدی
۳
خود که بود آن صید وحشی کآنچنان بیگانهوارمیشد از پیش و تو بیخود از قفا میآمدی
۴
خلق را سوی خدا دست از تو وین مشکل که توابروان پرچین به محراب دعا میآمدی
صفحهٔ ۱ از ۲