خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش از طرف گلستان مست و غلتان آمدیگرچه ما را کشتی اما خوشتر از جان آمدی
۲
با که می خوردی که بیخود گشتم از بوی خوشتاز در میخانه یا از گشت بستان آمدی
۳
از تو کافر دل امید آب حیوان داشتمخود برای خوردن خون مسلمان آمدی
۴
بس عجب بودی که نخلت سر کشید از باغ منره غلط کردی و در دلهای ویران آمدی
صفحهٔ ۱ از ۲