خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودمتا برفتی ز برم صورت بیجان بودم
۲
نه فراموشیم از ذکر تو خاموش نشاندکه در اندیشه اوصاف تو حیران بودم
۳
بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شبکه نه در بادیه خار مغیلان بودم
۴
زنده میکرد مرا دم به دم امید وصالور نه دور از نظرت کشته هجران بودم
صفحهٔ ۱ از ۲