خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودمشاکر نعمت و پروردهٔ احسان بودم
۲
چه کند بنده که بر جور تحمل نکندبار بر گردن و سر بر خط فرمان بودم
۳
خار عشقت نه چنان پای نشاط آبله کردکه سر سبزه و پروای گلستان بودم
۴
روز هجرانت بدانستم قدر شب وصلعجب ار قدر نبود آن شب و نادان بودم
صفحهٔ ۱ از ۲