شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب دراز به امید صبح بیدارممگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم
۲
عجب که بیخ محبت نمی‌دهد بارمکه بر وی این همه باران شوق می‌بارم
۳
از آستانهٔ خدمت نمی‌توانم رفتاگر به منزل قربت نمی‌دهی بارم
۴
به تیغ هجر بکشتی مرا و برگشتیبیا و زنده جاوید کن دگربارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth