خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من آن نیام که دل از مهرِ دوست بردارمو گر ز کینهٔ دشمن به جان رسد کارم
۲
نه رویِ رفتنم از خاکِ آستانهٔ دوستنه احتمالِ نشستن نه پایِ رفتارم
۳
کجا روم؟ که دلم پایبندِ مهرِ کسیستسفر کنید رفیقان که من گرفتارم
۴
نه او به چشمِ ارادت نظر به جانبِ مانمیکند؛ که من از ضعف، ناپدیدارم
صفحهٔ ۱ از ۳