شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر تیغ برکشد که محبان همی‌زنماول کسی که لاف محبت زند منم
۲
گویند پای دار اگرت سر دریغ نیستگو سر قبول کن که به پایش درافکنم
۳
امکان دیده بستنم از روی دوست نیستاولیتر آن که گوش نصیحت بیاکنم
۴
آورده‌اند صحبت خوبان که آتش استبر من به نیم جو که بسوزند خرمنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth