شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مرهم ریش و مونس جانمچندین به مفارقت مرنجانم
۲
ای راحت اندرون مجروحمجمعیت خاطر پریشانم
۳
گویند بدار دستش از دامنتا دست بدارد از گریبانم
۴
آن کس که مرا به باغ می‌خواندبی روی تو می‌برد به زندانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth