شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم یا رب در این دولت که روی یار می‌بینمفراز سرو سیمینش گلی بر بار می‌بینم
۲
مگر طوبی برآمد در سرابستان جان منکه بر هر شعبه‌ای مرغی شکرگفتار می‌بینم
۳
مگر دنیا سر آمد کاین چنین آزاد در جنتمی بی‌درد می‌نوشم گل بی‌خار می‌بینم
۴
عجب دارم ز بخت خویش و هر دم در گمان افتمکه مستم یا به خوابم یا جمال یار می‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth