شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه از چینم حکایت کن نه از رومکه من دل با یکی دارم در این بوم
۲
هر آن ساعت که با یاد من آیدفراموشم شود موجود و معدوم
۳
ز دنیا بخش ما غم خوردن آمدنشاید خوردن الا رزق مقسوم
۴
رطب شیرین و دست از نخل کوتاهزلال اندر میان و تشنه محروم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth