شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما دل دوستان به جان بخریمور جهان دشمن است غم نخوریم
۲
گر به شمشیر می‌زند معشوقگو بزن جان من که ما سپریم
۳
آن که صبر از جمال او نبودبه ضرورت جفای او ببریم
۴
گر به خشم است و گر به عین رضانگهی باز کن که منتظریم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth