خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهارانکز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران
۲
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشدداند که سخت باشد قطع امیدواران
۳
با ساربان بگویید احوال آب چشممتا بر شتر نبندد محمل به روز باران
۴
بگذاشتند ما را در دیده آب حسرتگریان چو در قیامت چشم گناهکاران
صفحهٔ ۱ از ۲