خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طوطی نگوید از تو دلاویزتر سخنبا شهد میرود ز دهانت به در سخن
۲
گر من نگویمت که تو شیرینِ عالمیتو خویشتن دلیل بیاری، به هر سخن
۳
واجب بوَد که بر سخنت آفرین کنندلیکن مجال گفت نباشد تو در سخن
۴
در هیچ بوستان، چو تو سروی نیآمدهستبادامچشم و پستهدهان و شکرسخن
صفحهٔ ۱ از ۳