شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست با سرو روان چون نرسد در گردنچاره‌ای نیست به جز دیدن و حسرت خوردن
۲
آدمی را که طلب هست و توانایی نیستصبر اگر هست و گر نیست بباید کردن
۳
بند بر پای توقف چه کند گر نکندشرط عشق است بلا دیدن و پای افشردن
۴
روی در خاک در دوست بباید مالیدچون میسر نشود روی به روی آوردن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth