خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان دیدنکه ندارد دل من طاقت هجران دیدن
۲
بر سر کوی تو گر خوی تو این خواهد بوددل نهادم به جفاهای فراوان دیدن
۳
عقل بی خویشتن از عشق تو دیدن تا چندخویشتن بیدل و دل بی سر و سامان دیدن
۴
تن به زیر قدمت خاک توان کرد ولیکگرد بر گوشه نعلین تو نتوان دیدن
صفحهٔ ۱ از ۳