شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صید بیابان عشق چون بخورَد تیرِ اوسر نتواند کشید، پای ز زنجیر او
۲
گو به سنانم بدوز یا به خدنگم بزنگر به شکار آمده‌ست دولت نخجیر او
۳
گفتم «از آسیب عشق، روی به عالم نهم»عرصهٔ عالم گرفت، حسنِ جهان‌گیر او
۴
با همه تدبیر خویش، ما سپر انداختیمروی به دیوار صبر، چشم به تقدیر او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth