خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی اوبینش ما نیاورد طاقت حسن روی او
۲
باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صباغالیهای بساز از آن طره مشکبوی او
۳
هر کس از او به قدر خویش آرزویی همیکنندهمت ما نمیکند زو به جز آرزوی او
۴
من به کمند او درم او به مراد خویشتنگر نرود به طبع من من بروم به خوی او
صفحهٔ ۱ از ۲