شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌برزند ز مشرق، شمع فلک زبانهای ساقی صبوحی! دَر دِه میِ شبانه
۲
عقلم بدزد لختی، چند اختیار دانش؟هوشم ببر زمانی، تا کی غم زمانه؟
۳
گر سنگِ فتنه بارد، فرق منش سپر کنور تیرِ طعنه آید، جان منش نشانه
۴
گر می به جان دهندت، بستان که پیش دانازآب حیات بهتر، خاک شراب‌خانه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth