خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آیدهان چون غنچه بگشای و چو گلبن در گلستان آی
۲
دمادم حوریان از خلد رضوان میفرستندتکه ای حوری انسانی دمی در باغ رضوان آی
۳
گرت اندیشه میباشد ز بدگویان بی معنیچو معنی معجری بربند و چون اندیشه پنهان آی
۴
دلم گرد لب لعلت سکندروار میگرددنگویی کآخر ای مسکین فراز آب حیوان آی
صفحهٔ ۱ از ۲