شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قیمت گل برود چون تو به گلزار آییو آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
۲
این همه جلوه طاووس و خرامیدن اوبار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی
۳
چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتمدیده بردوز نباید که گرفتار آیی
۴
مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدیدل چنین سخت نباشد تو مگر خارایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth